الشيخ محمد علي الگرامي القمي
24
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)
مرحوم صدرالمتألهين اين آيه سورهى زلزال را هم از باب حركت در جوهر گرفته : « إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا » ، زلزله در اين آيه مربوط به ذات زمين شده است . محورهاى بحث حركت با توجه به مطابى كه بيان شد ، بحث حركت جوهرى از اين نكته آغاز مىشود كه آيا « جوهر » ثابت است يا نه ؟ متكلمان و فيلسوفان پيش از ملاصدرا ، جوهر را ثابت مىدانستند . اما مرحوم ملاصدرا با بيانى دقيق از حركت خود جوهر و ذات اشياء سخن گفت ، حال ، اگر حركت در عالم طبيعت و در جوهره طبيعت ثابت شد ؛ مسأله تجدد امثالى كه عرفا معتقدند ، مورد بحث قرار مىگيرد كه آيا با حركت در جوهر و ذات سازگار است يا نه . نكته ديگر اين كه : آيا بحث حركت جوهرى در رابطه با عالم مجردات ، ملكوت ، ملائكه مقربين و عالم انوار هم مطرح مىشود يا خير ؟ واضح است كه بحث حركت جوهرى درباره « خدا » راه ندارد ؟ چون « جوهر » با اصطلاح رايج آن « ماهية اذا وجدت ، وجدت لا فى موضوع » به خدا اطلاق نمىشود . جوهر ، ماهيت و از اقسام مقولات است . مقولات هم مقسمشان ذاتيات است و مقسم ذاتيات هم مفهوم و ماهيت است . ماهيت در عبارتى ديگر ، حدّ است و خداوند هم حدّى ندارد : « و من حدّه فقد عدّه » . « 1 »
--> ( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبه اول